اللهم عجل لولیک الفرج
اهميت اربعين از کجاست ؟ صرف اينکه چهل روز از شهادت شهيد مي گذرد ، چه خصوصيتي دارد ؟ اربعين خصوصيتش به خاطر اين است که در اربعين حسيني ياد شهادت حسين زنده شد و اين چيز بسيار مهمي است . شما فرض کنيد اگر اين شهادت عظيم در تاريخ اتفاق مي افتاد يعني حسين بن علي و بقيه شهيدان در کربلا شهيد مي شدند ، اما بني اميه موفق مي شدند همانطور که خود حسين را و ياران عزيزش را از صفحه روزگار برافکندند و جسم پاکشان را در زير خاک پنهان کردند ، ياد آنها را هم از خاطره نسل بشر در آن روز و روزهاي بعد محو کنند .ببينيد در اين صورت آيا اين شهادت فايده اي براي عالم اسلام داشت ؟ يا اگر هم براي آن روز يک اثري مي گذاشت ، آيا اين خاطره در تاريخ هم ، براي نسلهاي بعد هم ، براي گرفتاريها و سياهي ها و تاريکي ها و يزيديهاي دوران آينده تاريخ هم اثري روشنگر و افشا کننده داشت ؟ اگر حسين شهيد مي شد ، اما مردم آن روز و مردم نسلهاي بعد نمي فهميدند که حسين شهيد شده ، آيا اين خاطره چه اثري و چه نقشي مي توانست در رشد و سازندگي و هدايت و برانگيزانندگي ملتها و اجتماعات و تاريخ بگذارد ؟ مي بينيد که هيچ اثري نداشت ، بله حسين که شهيد مي شد ، خود او به اعلي عليين رضوان خدا مي رسيد ، شهيداني که کسي نفهميد و در غربت ، در سکوت ، در خاموشي شهيد شدند ، به اجر خودشان در آخرت رسيدند ، روح آنها فتوح و گشايش را در درگاه رحمت الهي به دست آورد ، اما آيا چقدر درس شدند ، چقدر اسوه شدند ، درس ، آن شهيدي مي شود که شهادت او و مظلوميت او را نسلهاي معاصر و آينده او بدانند و بشنوند ، درس و اسوه آن شهيدي مي شود که خون او بجوشد و در تاريخ سرازير بشود ، مظلوميت يک ملت آن وقتي مي تواند زخم پيکر ستم کشيده شلاق خورده ملتها را شفا بدهد و مرهم بگذارد که اين مظلوميت فرياد بشود ، اين مظلوميت به گوش انسانهاي ديگر برسد ، براي همين است که امروز ابرقدرتها صدا توي صدا انداختند که صداي ما بلند نشود ، براي همين است که حاضرند پولهاي گزاف خرج کنند تا دنيا نفهمد که جنگ تحميلي چرا به وجود آمد ، با چه انگيزه اي ، با دست که ، با تحريک که . آن روز هم دستگاههاي استکباري ، حاضر بودند هر چه دارند خرج کنند به قيمت اين که نام و ياد حسين و خون حسين و شهادت عاشورا مثل درس در مردم آن زمان و ملتهاي بعد باقي نماند و شناخته نشود . البته در اوائل کار درست نمي فهميدند که چقدر مطلب با عظمت است . هر چه بيشتر گذشت ، بيشتر فهميدند . در اواسط دوران بني عباس حتي قبر حسين بن علي عليه السلام را ويران کردند ، آب انداختند ، خواستند از او هيچ اثري باقي نماند . نقش ياد و خاطره شهيدان و شهادت اين است ، شهادت بدون خاطره ، بدون ياد ، بدون جوشش خون شهيد ، اثر خودش را نمي بخشد و اربعين آن روزي است که برافراشته شدن پرچم پيام شهادت کربلا در آن روز آغاز شد و روز بازماندگان شهداست . حالا چه در اربعين اول ، خانواده امام حسين عليه السلام به کربلا آمده باشند و چه نيامده باشند . اما اربعين اول آن روزي است که براي اولين بار زائران شناخته شده حسين بن علي به کربلا آمدند ؛ جابربن عبدالله انصاري است و عطيه از اصحاب پيغمبر ، از ياران امير المومنين و آمدند آن جا و جابربن عبدالله حتي نابينا بود - آن طور که در نوشته ها و اخبار هست - و دستش را عطيه گرفت و برد روي قبر حسين بن علي گذاشت و او قبر را لمس کرد و گريه کرد و با حسين بن علي عليه السلام حرف زد و با آمدن خود و با سخن گفتن خود خاطره حسين بن علي را زنده کرد و سنت زيارت قبر شهداء را پايه گذاري کرد . يک چنين روزمهمي است روز اربعين. امام صادق فمودند: هر كس يك بيت شعر دربارهى حادثهى عاشورا بگويد و كسانى را با آن بيت شعر بگرياند، خداوند بهشت را بر او واجب خواهد كرد تمام آثار و گفتار آن بزرگوار و نيز گفتارى كه دربارهى آن بزرگوار از معصومين رسيده است، اين مطلب را روشن مىكند كه غرض، اقامهى حق و عدل و دين خدا و ايجاد حاكميت شريعت و برهم زدن بنيان ظلم و جور و طغيان بوده است. غرض، ادامهى راه پيامبر اكرم(ص) و ديگر پيامبران بوده است كه: «يا وارث ادم صفوةاللَّه يا وارث نوح نبىّاللَّه ...»( مفاتيحالجنان، زيارت وارث) و معلوم است كه پيامبران هم براى چه آمدند: «ليقومالنّاس بالقسط». اقامهى قسط و حق و ايجاد حكومت و نظام اسلامى. اساساً اهميت اربعين در آن است كه در اين روز، با تدبير الهى خاندان پيامبر(ص)، ياد نهضت حسينى براى هميشه جاودانه شد و اين كار پايهگذارى گرديد. اگر بازماندگان شهدا و صاحبان اصلى، در حوادث گوناگون - از قبيل شهادت حسينبنعلى(عليهالسّلام) در عاشورا - به حفظ ياد و آثار شهادت كمر نبندند، نسلهاى بعد، از دستاورد شهادت استفادهى زيادى نخواهند برد. درست است كه خداى متعال، شهدا را در همين دنيا هم زنده نگه مىدارد و شهيد به طور قهرى در تاريخ و ياد مردم ماندگار است؛ اما ابزار طبيعىيى كه خداى متعال براى اين كار - مثل همهى كارها - قرار داده است، همين چيزى است كه در اختيار و ارادهى ماست. ما هستيم كه با تصميم درست و بجا، مىتوانيم ياد شهدا و خاطره و فلسفهى شهادت را احيا كنيم و زنده نگهداريم. رمز زنده ماندن واقعهى عاشورا اگر زينبكبرى(سلاماللَّهعليها) و امام سجّاد(صلواتاللَّهعليه) در طول آن روزهاى اسارت - چه در همان عصر عاشورا در كربلا و چه در روزهاى بعد در راه شام و كوفه و خود شهر شام وبعد از آن در زيارت كربلا و بعد عزيمت به مدينه و سپس در طول سالهاى متمادى كه اين بزرگواران زنده ماندند - مجاهدات و تبيين و افشاگرى نكرده بودند و حقيقت فلسفهى عاشورا و هدف حسينبنعلى و ظلم دشمن را بيان نمىكردند، واقعهى عاشورا تا امروز، جوشان و زنده و مشتعل باقى نمىماند. چرا امام صادق(عليهالصّلاة والسّلام) - طبق روايت - فرمودند كه هر كس يك بيت شعر دربارهى حادثهى عاشورا بگويد و كسانى را با آن بيت شعر بگرياند، خداوند بهشت را بر او واجب خواهد كرد؟(1) چون تمام دستگاههاى تبليغاتى، براى منزوى كردن و در ظلمت نگهداشتن مسألهى عاشورا و كلاً مسألهى اهلبيت، تجهيز شده بودند تا نگذارند مردم بفهمند چه شد و قضيه چه بود. تبليغ، اينگونه است. آن روزها هم مثل امروز، قدرتهاى ظالم و ستمگر، حداكثر استفاده را از تبليغات دروغ و مغرضانه و شيطنتآميز مىكردند. در چنين فضايى، مگر ممكن بود قضيهى عاشورا - كه با اين عظمت در بيابانى در گوشهيى از دنياى اسلام اتفاق افتاده - با اين تپش و نشاط باقى بماند؟ يقيناً بدون آن تلاشها، از بين مىرفت. آنچه اين ياد را زنده كرد، تلاش بازماندگان حسينبنعلى(عليهالسّلام) بود. به همان اندازه كه مجاهدت حسينبنعلى(عليهالسّلام) و يارانش به عنوان صاحبان پرچم، با موانع برخورد داشت و سخت بود، به همان اندازه نيز مجاهدت زينب (عليهاالسّلام) و مجاهدت امام سجّاد(عليهالسّلام) و بقيهى بزرگواران، دشوار بود. البته صحنه آنها، صحنهى نظامى نبود؛ بلكه تبليغى و فرهنگى بود. ما به اين نكتهها بايد توجه كنيم. درسى كه اربعين به ما مىدهد درسى كه اربعين به ما مىدهد، اين است كه بايد ياد حقيقت و خاطرهى شهادت را در مقابل طوفان تبليغات دشمن زنده نگهداشت. شما ببينيد از اول انقلاب تا امروز، تبليغات عليه انقلاب و امام و اسلام و اين ملت، چه قدر پرحجم بوده است. چه تبليغات و طوفانى كه عليه جنگ به راه نيفتاد جنگى كه دفاع و حراست از اسلام و ميهن و حيثيت و شرف مردم بود. ببينيد دشمنان عليه شهداى عزيزى كه جانشان - يعنى بزرگترين سرمايهشان - را برداشتند و رفتند در راه خدا نثار نمودند، چه كردند و مستقيم و غيرمستقيم، با راديوها و روزنامهها و مجلهها و كتابهايى كه منتشر مىكردند، در ذهن آدمهاى سادهلوح در همه جاى دنيا، چه تلقينى توانستند بكنند. حتّى افراد معدودى از آدمهاى سادهدل و جاهل و نيز انسانهاى موجّه و غير موجّهى در كشور خودمان هم، در آن فضاى ملتهب جنگ، گاهى حرفهايى مىزدند كه ناشى از ندانستن و عدم احاطه به حقايق بود. همين چيزها بود كه امام عزيز را برمىآشفت و وادار مىكرد كه با آن فرياد ملكوتى ، حقايق را با صراحت بيان كند. اگر در مقابل اين تبليغات، تبليغات حق نبود و نباشد و اگر آگاهى ملت ايران و گويندگان و نويسندگان و هنرمندان، در خدمت حقيقتى كه در اين كشور وجود دارد، قرار نگيرد، دشمن در ميدان تبليغات غالب خواهد شد. ميدان تبليغات، ميدان بسيار عظيم و خطرناكى است. البته، اكثريت قاطع ملت و آحاد مردم ما، به بركت آگاهىِ ناشى از انقلاب، در مقابل تبليغات دشمن بيمه هستند و مصونيت پيدا كردهاند. از بس دشمن دروغ گفت و چيزهايى را كه در مقابل چشم مردم بود، به عكس و واژگون نشان داد و منعكس كرد، اطمينان مردم ما نسبت به گفتهها و بافتهها و ياوهگوييهاى تبليغات جهانى ، بكلى سلب شده است. دستگاه ظالم جبار يزيدى با تبليغات خود، حسينبنعلى(ع) را محكوم مىساخت و وانمود مىكرد كه حسينبنعلى(ع) كسى بود كه بر ضد دستگاه عدل و حكومت اسلامى و براى دنيا قيام كرده است!! بعضى هم، اين تبليغات دروغ را باور مىكردند. بعد هم كه حسينبنعلى(عليهالسّلام)، با آن وضع عجيب و با آن شكل فجيع، به وسيلهى دژخيمان در صحراى كربلا به شهادت رسيد، آن را يك غلبه و فتح وانمود مىكردند! اما تبليغات صحيح دستگاه امامت، تمام اين بافتهها را عوض كرد. حق، اين گونه است. از بيانات حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (مدظله العالى)29/ 06/ 68 مولاي من! مامي خنديم اما اين خنده فقط بر لبان ما نقش مي بندد زيرا که در دلهاي ما آتشفشاني از سنگهاي گداخته حسرت نهفته است. حسرت يک نگاه .... حسرت سيراب شدن د ردرياي چشمهايت و حسرت شنيدن سخنان حکيمانه ات. حبيبا ! چطور از اثر محبتت در زندگيم سخن بگويم و در حالي که دانه هاي عشقت هنگامي در قلبم کاشته شد که به من درس خداشناسي مي دادي وقتي که ذرّه کوچکي بودم، در قبل از اين عالم. و واضحتر بگويم. سيدي ! کوچکترين تشعشع از اثرات محبتت در زندگيم متلاشي شدن همه وجودم و توجه همه قلبم و خير دنيا و آخرت برايم. به اميد آن روزي بيايي و به سرماي غربت و تاريکي جهل و زشتي ظلم خاتمه دهي . زيرا که زيبايي و خوبي جز با وجودتو معنا نمي شود. آقايم! بلاها زياد مطالب پوشيده برملا گرديده وفقط به شما شکايت می کنم. آقايم جدايی و هجران تو از همه اين سختيها سخت تر است زيرا بلا به همراه تو نعمت واذيت در مقابل ديدگان تو راحت است. آقايم و از من انتقام بگير ! اگر اين انتقام مرا به تو نزديک می نمايد .فدايت گردم در آن شتاب کن . و در هر حال تو به من از خودم سزاوارتری .زيرا اگر تو نباشی من هم نخواهم بود آقايم آنگاه که درباره رسيدن ووصل شده به شما ولذت ديدار شما می انديشم ودر مورد احوال کسانی که آنها را به پناه خود نزديک نموده به آنان احسان کرده مشرف به ديدار جمالت نموده با تعليم خود آنان را بزرگ داشته. بلکه در عالم محسوسات زيبايی وجود ندارد مگر اينکه مظهر گوشه ای از زيبايی شما وبزرگيی نيست مگر ناشی از يکی از آثار بزرگی شما. زيرا زيبايی شما مظهر زيبايی خداوند زيبا وزيبايی ديگران از مظاهر زيبايی شماست. از عالم عارف کامل آيت الله حاج ميرزا جواد آقا ملکی تبريزی میخانه دگر جای منه بی سرو پا نیست بگذار به پشت در میخانه بمیرم هر کس به کسی نازد من به تو نازم ای کاش که جان بر سر کو ی تو ببازم ترسم تو بیایی من ان روز نباشم ای کاش که من خاک سر راه تو باشم شاید که دگر میکده را درک نکردم یک بار بیا تا که به دور تو بگردم سایت به سرم من منتظرم ای تاج سرم یابن الزهرا من منتظرم اللهم عجل لولیک الفرج السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه السلام علی الحسین و علی علیبن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین(علیه السلام) سلام بر تاسوعا.... سلام بر باب الحوائج.... عباس جان! از تو كه مىنويسم، تمام كلمات خيساند و در سكوت ياد تو، چيزى جز دريا نمىگذرد. اى ايستادهترين دريا ! مشك خالىات، اشتياق تمام آبهاى جهان را برانگيخته است تا قطره قطره تو را فرياد كنند. یا قمر بنی هاشم؛ تشنهام؛ تشنهتر از همه ابرها؛ تشنهتر از همه سنگها؛ تشنهتر از كويرهاى بىباران؛ تشنهتر از دجله، فرات، كوفه، علقمه؛ تشنهتر از همه آبهايى كه به دنبال لبهاى خشك تواند؛ تشنهتر از همه آبها و آدمهايى كه راه به سراب مىبرند. سالهاست كه در تشنگىام دنبال تو مىگردم؛ دنبال خودم؛ دنبال دستهاى بريده تو؛ دنبال دستهاى خودم؛ دنبال... گم مىشوم در صداى زنجيرها، صداى سينهزنىها، صداى هقهق بىوقفه اشكها. بدوم به سمت تشنگى بىوقفه كودكان؛ كودكانى كه سالهاست منتظر آمدن تواند......... مولا جان دعا کنید برامون ..... مىبرم نزديك لب آب و پشيمان گشتهام در ماههای پس از انتخابات شاهد بودیم که جریان شکستخورده در چند انتخابات اخیر دست به زورآزمایی با نظام اسلامی و اکثریت مردم ایران زد و رقابت انتخابات را به اعتراضات خیابانی و اغتشاش و سلب امنیت و آرامش بدل کرد. قانونشکنیها و بیاخلاقیها (با شعار تقلب و ادعای ادب!) قانون و حق و حقیقت را پایمال کرد و رأی تودههای ملت را نادیده گرفت. و میبینیم که اکنون وقاحت را به جایی رساندهاند که علناً به امام خمینی (رحمت الله علیه) توهین میکنند. امروز میخواهند به نام دین سبز، با اندیشههای امام معارضه کنند. اما ما با اسلام آریامهری، اسلام ابوسفیانی و اسلام تحجر مخالفیم. اسلام آمریکایی و قرائت سکولار از اسلام را هرگز برنمیتابیم. مهمترین دستاورد مبارزات این ملت برای به سرانجام رساندن انقلاب اسلامی، حاکمیت اندیشه اسلامی بود. اما افرادی که هرگز سابقه مبارزه در زمان اختناق شاهنشاهی را نداشتهاند، به سبب مسئولیتی که در دوران حیات امام داشتهاند، امروز مدعی همهچیز شدهاند و میخواهند دستاوردهای انقلاب این ملت را از بین ببرند و اندیشههای غربی و اسلام آمریکایی و آریامهری را حاکم کنند. به قول شهید بهشتی: «اسلام آریامهری، اسلامی بود که مسجدها تر و تمیز و آباد میشدند، کاشی هم میشدند، فرش و قالی هم میشدند، اجتماعات هم بود، عاشورا هم بود، تاسوعا هم بود، ماه رمضان هم بود، نام اسلام هم بود، رادیو هم قرآن میخواند، شبهای ماه رمضان هم دعای سحر میخواند، ابوحمزه میخواند، مناجات میخواند، اما نظام، نظام اسلامی نبود. برای ما مسأله این است که وقتی میگوئیم «با اسلام» این «با اسلام» ِما با «با اسلامی»که دیگران میگویند فرق دارد. «با اسلام» ما یعنی اینکه همه این مواهب بر اساس حاکمیت اسلام است و اینکه قانون اسلام باید حاکم شود.» (کتاب ولایت، رهبری، روحانیت – صفحه ۲۷۷ و ۲۷۸) ما انتساب به امام را -به هر سبب و نسب و جایگاه که باشد- ملاک حقانیت نمیدانیم. چرا که آن روح خدا، امام خمینی روحیفداه بر نظامات موروثی و طبقهای خط بطلان کشید و ما فرزندان معنوی همان مرد الهی هستیم و هرگز به دوران پیش از انقلاب اسلامی برنخواهیم گشت. ما از پیمودن راه امام پشیمان نیستیم که بخواهیم از آن عدول کنیم و سر به دامان شرق و غرب ببریم. امروز با ادعای وصایت یا وراثت از امام، متولیانی برای خط امام پیدا شدهاند که هیچ ارتباطی با اندیشه امام ندارند. امروز این افراد به دنبال نوعی سلطنت موروثی هستند و هرگز اندیشهی امام برای آنها ملاک نیست و اگر روزی هم برمیآشوبند، از نفی اندیشه امام نیست که از نقد به فرزندان امام است. اما امام ما این نحوهی حکومت و ارزشگذاری را نفی کرده است. در اسلام حق و باطل، خود ملاک هستند و نه افراد مدعی آن! درباره امام هم میگوئیم که افراد مدعی خط امام به جای تأکید بر عنوان نخستوزیر امام یا منصوب امام یا نماینده امام، باید با اندیشه امام محک بخورند. امروز شاهدیم که مطرودین و محذوفین از سوی امام و کسانی که از امام سیلی خورده بودند، ذیل یک پرچم مدعی خط امام شدهاند. امروز باید مواظب بود تا ظواهر و شعارها ما را از توجه به ذات و باطن باطل این جریان دور نکند. بنیانهای اندیشهی امام، ولایت فقیه و حضور مستمر دین در حاکمیت، مبارزه با طاغوت (هر حکومتی غیر از حکومت اسلام)، مبارزه با تحجر و اسلام سلطنتی و آریامهری، مبارزه با اشرافیت و کاخنشینی، صدور انقلاب و هستههای مقاومت، حمایت از فلسطین و لبنان و جهاد علیه کفر و طاغوت، عدالتخواهی و آزادیخواهی، جمهوری اسلامی، مردممحوری به جای نخبهمحوری (اعم از حوزوی و دانشگاهی)، توجه به جبههی جهانی مستضعفین، استقلالطلبی از شرق و غرب و نیز استکبار ستیزی بوده است. امروز باید با این محک، مدعیان را سنجید. ما وبلاگنویسان و فعالان فضای مجازی، جریان ضدانقلابی موجود در فضای مجازی، وبلاگستان و شبکههای اجتماعی را محکوم میکنیم. تحرکات ضداسلامی، ضدانقلابی، ضداخلاقی و ضدمردمیشان را دیدهایم و این مسئولیت ما را بیشتر میکند. از یک سو باید به خودسازی و کسب بصیرت اهتمام کنیم و از سوی دیگر، دیگران را به اخلاق اسلامی و بصیرت دعوت کنیم. باید آگاهیبخشی را وظیفه خود بدانیم و بدانیم که ضعف و سستی ِ ما در مسیر الهی، آینده ما را به گونهای دیگر رقم خواهد زد: «ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» امروز وظیفه ماست تا با هر ابزار ادبی، فرهنگی، هنری و روشنگرانه در برابر فتنهافکنیها ایستادگی کنیم. باید حقیقت اسلام ناب را برای مردم بیان کنیم و در این موقف تاریخی تکلیف خود را به درستی انجام دهیم. امروز بر همگان لازم است تا ولایت فقیه، این میراث سترگ امام خمینی (رحمت الله علیه) را پاس بدارند و آن را تمیز جریان حق و باطل بشمارند. بدانیم که حتی اگر همچون عمارها به سادهلوحی هم متهم شویم، تا زمانی که دست در دست ولایت داریم، خداوند سبیل هدایت را بر ما آشکار میکند. البته همانگونه که رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند ما ترسی از این جریان نداریم. آینده برای ما روشن است. ما معتقدیم درافتادن اینها با امام به زوال سریعتر و انزوای بیشترشان منجر میشود. اینافراد ریشهای در میان ملت ندارند و هرچه بخواهند در میان ملت مسلمان ریشهدوانی کنند، به ریشهکنی کامل نزدیکتر میشوند. درخت حیات طیبهای که امام در میان ما کاشت، ریشهاش در زمین دلهای ما مستحکم است و هر روز شاخههای بیشتری در آسمان خواهد داد و شرق و غرب عالم را در بر خواهد گرفت.
حركت امام حسين(ع) براى اقامهى حق و عدل بود: «انّما خرجت لطلبالاصلاح فى امّة جدّى اريد ان امر بالمعروف وانهى عنالمنكر ...»( بحارالانوار، ج 44، ص 329). در زيارت اربعين كه يكى از بهترين زيارات است، مىخوانيم: «و منحالنّصح و بذل مهجته فيك ليستنقذ عبادك منالجهالة و حيرةالضّلاله». آن حضرت در بين راه، حديث معروفى را كه از پيامبر(ص) نقل كردهاند، بيان مىفرمايند: «ايهاالنّاس انّ رسولاللَّه صلّىاللَّه عليه و اله و سلّم قال: من رأى سلطانا جائرا مستحلّا لحرماللَّه ناكثا لعهداللَّه مخالفا لسنة رسولاللَّه صلّىاللَّه عليه و اله و سلم يعمل فى عباداللَّه بالاثم والعدوان فلم يغيّر عليه بفعل و لاقول كان حقّا علىاللَّه ان يدخله مدخله» (بحارالانوار، ج 44، ص 382).
با نوشانيدن جامهای توحيد بر آنان منت گذاشته وشرافت آمدن در محفل اهل توحيد را به آنان کرامت نمودی تامل می کنم نزديک است قلبم از حسرت شکافته شده و از غيرت دوتکه شود آه آه وای بر قلب کسی که مثل من باشد آقايم خواهان شما با ساير مشتاقين فرق دارد زيرا زيبايی تو قابل مقايسه با زيبايی ساير معشوقها نبوده وبزرگی تو مانند ديگر بزرگيها نمی باشد به اين جهت که شما محبوبی هستی که علت ايجاد خواهان ودوست دار خود بوده واو در هرحال و هر کاری به شما احتياج دارند ولی ديگران چنين نيستند.
امروز، كتاب عاشورا را كه ورق مىزنى، با مقدمه عباس آبرو مىگيرد تا بلندترين شعر خون، به نام تو سروده شود و به امضاى حسين عليهالسلام برسد.
بوسه مىزنم بر دستانى كه از مسير فرات برگشت تا نمايش وفا را در قلب هر مسلمان، به تعزيه بنشيند؛ از آن روز، تمام رودها سراسيمه پى تو مىگردند.
در سوگ تو، فراتى از گريه بر ديدهام جارى است؛ بيا و تصوير بلند ماه رخسار خويش را بر فراتِ جانم بينداز كه دستانم از دامانت بريده است. تو، حكايت دستان بريده را مىدانى.
گناهانم، آب چشمه حيات را به روى جانم بستهاند و تو تشنگى را مىفهمى؛ جز تو چه كسى را اماننامه مىدهند تا روز محشر، شفيع تشنگى حال زارمان باشد؟!
به منزلتت سوگند، درهاى روشنى را به روى تيرگىمان بگشاى تا چون تو، در صراط مستقيم حسين عليهالسلام قدم بگذاريم و مشك تيرخورده قلبمان را با اشك ديدگان خود، از فرات يادت پر كنيم!
یا ابوفاضل، مولاجان؛
دلتنگم؛ مثل همه ماهيانى كه در گلوى تُنگ، گير كردهاند؛ مثل همه ابرهايى كه بغض آسمان را به دوش مىكشند؛ مثل رودهايى كه خويش را گم كردهاند.
دلم گرفته است؛ مثل همه روزهاى بارانى؛ مثل دل ديوار سياهپوش حسينيه؛ مثل شمعهاى سقاخانه؛ مثل ......
مولا جان یا باب الحوائج؛ خودتون این تشنگی رو رفع کنید .
گم مىشوم تا شايد تو پيدايم كنى. شايد دستهاى جدا افتاده تو دستهايم را بگيرند.
به هر طرف مىدوم، تا در نگاه تو كه به سمت در خيره ماندهاند، آب شوم و به سمت خيمهها بدوم!
ياد لبهاى تو را كردم پريشان گشتهام
تير باران تا كنار خيمهات خواهم رسيد
تا ببينى در هواى دوست، باران گشتهام
مىتوانم بيش از اينها عاشقت باشم، حسين!
قبلهام بودى اگر دور بيابان گشتهام
زخمهايم شعله شمع تو بادا، يا حسين!
خوب در شام غريبانت چراغان گشتهام
دستهاى خالىام قابل ندارد؛ مال تو
حج من پايان رسيد و عيد قربان گشتهام
«بسمالله الرحمن الرحیم»
فتنهها با تلخی خواستهها وارد میشوند و خونهای تازه را میدوشند، نشانههای دین را خراب، و یقین را از بین میبرد … سعی کنید که پرچمدار فتنهها و نشانههای بدعتها، شما نباشید و آنچه را که پیوند امت اسلامی بدان استوار و پایههای طاعت بر آن پایدار است بر خود لازم شمارید. و شما را به خدا، بر یاری ستمدیده بشتابید و نه ستمگر. از گرفتار شدن به دامهای شیطان، و قرار گرفتن در وادی دشمنیها بپرهیزید، و لقمههای حرام به شکم خود راه ندهید. شما برابر دیدگان خداوندی قرار دارید که گناهان را حرام کرد و راه بندگی و اطاعت را آسان فرمود. نهجالبلاغه – خطبه ۱۵۱
شعار قانونمداری میدهند، اما نمیپذیرند که اقتضای قانونمداری این است که در مواردی که قانون با منافعِ شخصی ما موافقت نداشته باشد، به آن تمکین کنیم، نه آنکه در آن زمان که سفرهی قدرت برای ما گشوده است، از آن بخوریم و زمانی که این دیگ برای دیگری بجوشد، باید این دیگ را سرنگون کنیم و بر زمین بریزیم. این نشانه دیکتاتوری است.
امروز شعار «مرگ بر دیکتاتور» شان گوش فلک را کر کرده است، اما یادمان نرفته است که همین افراد به دنبال اختیار تام در جایگاه نخستوزیری بودهاند، ریاست جمهوری مادامالعمر را برای خود میخواستند و یا لوایحی به مجلس فرستادهاند که اختیاراتی فراتر از قانون اساسی به آنها داده شود. اگر اینها نشانههای خوی دیکتاتوری نیست، پس چیست؟
روزی خود را «خط امام» خواندهاند و عکس امام را بر سر نیزه زدهاند و روزی دیگر عکس امام را پاره میکنند و زیر پا میگذارند. تاریخ اسلام برای ما الهامبخش است که کسانی که قرآن بر سر نیزهها میکنند، همانها در روزگاری دیگر قرآن ناطق را پامال ِ سم اسبان میکنند. مسجد و قرآن را به آتش میکشدند (مسجد لولاگر و مسجد دانشگاه شیراز)، اما میدانند که تا زمانی که مردم در راه ولایت هستند، نمیتوانند به فتنهها دچار کنند.
ان شاء الله
| Design By : Night Skin |



